صدر الدين علي بن ناصر الحسيني ( مترجم : رمضان على روح الهى )

97

زبدة التواريخ ، أخبار الأمراء والملوك السلجوقية ( فارسى )

و اشكمى بزرگ ، كه بلندآوازست و آبله‌رو ، و بر دست راستش يك دو خال . بر خراسان چيره مىشود و نامش نام شهرى است در جزيره . در مرو منزل مىكند ؛ سوار و پيادهء سپاهش بر او چيره مىشوند ، و او را با اين همه بر شاهان فيروزى است . پس از چندى لشكرى گران ، كه از چين و خاوران مىآيد ، بر او دست مىيابد و زان پس ملكش به سستى دچار مىشود و خراسان را بعد او آشفتگى مىرسد . حركت ديگربار سلطان اعظم جلال الدوله ابو الفتح ملكشاه بن الب ارسلان به سوى ماوراء النهر از آنجا كه خاقان شمس الملك به نفس خويش كارها تبه كرده ، فريفتهء هواى نفس شده و غرور پيشه كرده بود ، « 1 » سلطان به ماهى به سال چهارصد و هشتاد و يك به سوى ماوراء النهر رفت « 2 » و در بيرون كاشغر فرود آمد . آن هنگام كه سلطان به اصفهان بود ، فرستادهء روميان بيامد و جزيه بياورد . نظام الملك او را اكرام كرد اما حاجتش برنياورد و به ديارش بازنگرداند ، مگر آن وقت كه سلطان به در كاشغر رسيد . اين زمان وزير نظام الملك فرستادهء روميان را رها كرد و گفت : « بايسته است كه در تاريخ‌ها بياورند كه فرستادهء روم چون جزيه بداد ، از بارگاه سلطان كه به در كاشغر بود ، برفت » . خاقان كاشغر « 3 » هم رسولى به نزد سلطان فرستاد ، با پيشكش و ره‌آوردى چند ، و گذشت و بخشايش سلطان طلب كرد و فرستاده را گفت : « به سلطان بگو : توسن روزگار رام تو است و زمين بىشبهتى آن تو ؛ گردى بر دامنت ننشيند اگر سرايى از اين زمين به كهنه‌شهى باقى بماند ؛ نيز اگر رأى آن كنى كه دخت بنده‌اى از بندگانت از بهر فرزندى از فرزندانت بخواهى ، ماييم آن بنده و ماييم غلام تو » . وزير نظام الملك ، سلطان را گفت : « خاقان حق تو گزارد و صدق سخن به برهان نشان داد » . پس از چندى خاقان به بارگاه سلطان آمد و در برابر تختش زمين بوسيد و از احسان و اكرام آن ديد كه در خاطرها بماند . آنگاه به اعزاز و اكرام به ملك خويش بازشد .

--> ( خطايى ) باشد - مترجم فارسى . ( 1 ) . خاقان وقت ، حسن اغتكين بود ( سبط ابن جوزى 207 ) . ( 2 ) . ابن اثير ( 10 / 58 ) مىگويد كه اين حمله در سال 482 ه رخ داد . ( 3 ) . خاقان دولت قراخانيان شرقى در آن زمان حسن بن سليمان ( 496 - 467 ه / 1103 - 1074 م ) بود .